۱۳۸۷ اردیبهشت ۶, جمعه

کفشاتو در نیار




پاهایت بو می دهند...


........................
- بوی رفتن...

البته عنوان از خودمه.

۲ نظر:

ناشناس گفت...

ای همه لطف و ملاحت سخن از وصل مگوی



که مرا نیست به سر شوق همآغوشی ها



دیگر از عطر خیال آور گیسوی بلند



نشود قسمت من نعمت بیهوشی ها



تو و یک جلوه به صد آینه در قصر نشاط



من و آغوش غم و کنج فراموشی ها ...

یکی از این آدم نماها گفت...

وای که چقدر پرمفهومه این پستت