۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

یاد من کن... یاد من کن...

هر کجا رفتی پس از من
محفلی شاد است و روشن
یاد من کن یاد من کن
هر کجا دیدی به بزمی
عاشقی با لب گزیدن
یاد من کن یاد من کن
هر کجا سازی شنیدی
از دلی رازی شنیدی
شعر و آوازی شنیدی
چون شدی گرم شنیدن
وقت آه از دل کشیدن
یاد من کن یاد من کن

http://www.daryadadvar.com/Darya-Video/YadeManKon-Vancouver-April2008.html

دلکش

۱۳۸۷ دی ۲۷, جمعه

.
رقصم گرفته بود
مثل درختكي در باد
آنجا كسي نبود
غير از من و خيال و تنهايي . . .م
.
.
رقصم گرفته بود
پيرانه سر، ديوانه وار
.
تنها
.
تنها
.
تنها
.
رقصيدم...م
.
.