۱۳۸۷ اردیبهشت ۶, جمعه

ملاقات


شب خیابان مثل من است

هر از چندی

خاطره ای بی احتیاط می گذرد

دلم یک تصادف جدی می خواهد

پر سر و صدا

آمبولانس ها سراسیمه شوند

و

کار از کار بگذرد.


سارا محمدی اردهالی


هر چی سعی کردم جلوی خودمو بگیرم آخر نشد که نشد. آخه شعرای سارای عزیز بقدری قشنگ و دلنشینه که نمییشه ازش گذشت. بماند که من چه حس غریبی بهشون دارم. اینارو بدون اجازه گذاشتم. امیدوارم از دستم ناراحت نشید سارا خانوم.

هیچ نظری موجود نیست: